دربارۀ عشق و نکبت
About Love & Squalor
Based on “for ESMÉ with love and squalor” by J.D. Salinger
A
England. One of the civilian homes for the American soldiers in world war II. Soldiers are writing, spread out here and there. One of the soldiers is upset and anxious.
Anxious Soldier: (screams) Christ Almighty!
A Soldier: That doesn't mean anything…it's the army
First Corporal: The letters my fiancé writes come from a paradise of triple exclamation marks. You're shaking, did you know?
Second Corporal: You're very attentive
First Corporal: She wrote her goddam brother's getting out of the Navy on account of his hip. He's got this hip, the bastard. Did you know that goddam side of your face is jumping all over the place?
Second Corporal: I know
Anxious Soldier: (screams) No!
One of the soldiers who is beside him, hugging him to calm him down, let's go of him and slaps him firmly in the ear
First Corporal: I wrote her that you had a nervous breakdown. She's majoring in psychology. You know what she said? She says nobody gets a nervous breakdown just from the war and all. She says you probably were unstable like, your whole goddam life
Second Corporal: Really?
First Corporal: Listen, you bastard, she knows a goddam sight more psychology than you do
Second Corporal: Do you think you can bring yourself to take your stinking feet off my bed?
First Corporal: Remember that time I and you drove into Valognes, and we got shelled for about two goddam hours, and that goddam cat I shot that jumped up on the hood of the jeep when we were layin' in that hole? Remember?
Second Corporal: Yes-don't start that business with that cat again, God damn it. I don't want to hear about it
First Corporal: She and the whole psychology class discussed it. In class and all. The goddam professor and everybody
Second Corporal: I don't want to hear about it
First Corporal: No, you know the reason I took a pot shot at it? You wanna hear the opinion of a psychiatrist?
Second Corporal: No
First Corporal: Cuz I was temporarily insane. No kidding. From the shelling and all
Second Corporal: No, you weren't insane. You were simply doing your duty.
That cat was a spy. You had to take a pot shot at it. It was a very clever German midget dressed up in a cheap fur coat. So there was absolutely nothing brutal, or cruel, or dirty, or even
… First Corporal: Can't you take anything seriously?
The soldier looks at him and roars with laughter tensely
Anxious Soldier: (screams) Christ Almighty!
All the soldiers go towards him, drop a blanket on him and start to hit him. The corporal roars with laughter
B
لیلی: حرفا میزنی اکبرآقا. ازشما بعیده . ما شیرینی خوردهایم. دلت میاد؟ اصلاً روت میشه؟ جعفر مثه برادر منه. اصلاً شما از اول شکاک بودی. مادرم هی میگفت پسره ازین امامزاده کسی معجز نمیبینه. منِ بیچاره می گفتم نه. چه دخلی داره؟ اصلش مرد بی غیرت که مرد نیس. مرد باهاس حواسش باشه مادر. اونروزم اصغر آقا، جعفر توخیابون دیدم. گفت کجا میری آبجی؟ به همین آقا قسم. آبجی. همینجوری گف. گفتم میرم سر خاک بابام. گف اصغر آقا، گفتم سفره. سفر بودی دیگه. اصلاً آقا من شاکیم. این چه کاریه شما داری که شب عید نداره؟ من میخوام بیام تو خونهات نباس بدونم؟ من که میدونم این رفیقات سوسه اومدن دیگه. حسودن. شما چرا اصلاً از اونا میپرسی؟ از خر میپرسی چارشنبه کیه؟ این مصطفی چیه آخه تو باش میگردی؟ اینا رفیق نیستن آقا از ما گفتن. این نوچۀ همون نقی بچهخور نبود مگه؟ که سر کاردی کردنِ یه یارو سه ساله سیاهچاله؟ چطو به هم دخلی ندارن؟ خر و اسبو یه جا ببندی همبو نشن همخو میشن. حی و حاضر. برو از خود جعفر بپرس.
C
مبارک: اوستا سلام
اوستا: السلام علیکم جان شیرین بنده.. آقا مبارک... چطوری بابا
مبارک: ننگینم
اوستا: ننگینم.. آها غمگینی؟ چرا بابا جون؟ چی شده کشتیات غرق شده سیا سوخته؟
مبارک: نه اوستا... هی چه فایده بگم... تو اندازه خر نمیفهمی اوستا
اوستا: چی میگی پسرۀ بیتربیت؟ من باباتم نرّه خر
مبارک: آها... خوب بابای نرّه خر چی میشه؟ حتماً طاووس
اوستا: دِ میگی چته یا...
مبارک: یا...
اوستا: یا...
مبارک: یا...
(آواز) یار
(تصنیف) گله از چرخ ستمگر بکنم یا نکنم؟
جمع: میخوای بکن میخوای نکن
مبارک: شکوه از بخت بداختر بکنم یا نکنم؟
جمع: میخوای بکن میخوای نکن
مبارک: توی استخر محبّت بپرم یا نپرم؟
جمع: میخوای بپر میخوای نپر
مبارک: دو سه تا پشتک و وارو بزنم یا نزنم؟
جمع: میخوای بزن میخوای نزن
مبارک: لاستیک عشقتو پنچر بکنم یا نکنم؟
جمع: میخوای بکن میخوای نکن
مبارک: فوت قایم تو سماور بکنم یا نکنم؟
جمع: میخوای بکن میخوای نکن
مبارک: چایی از بهر شما دم بکنم یا نکنم؟ (پایان تصنیف)
اوستا: آخ آخ دمت گرم مبارک پر رنگ باشه
مبارک: عملی
اوستا: بله؟
مبارک: من ننگینم اوستا. خودت چایی دم کن
اوستا: خیلی خوب مبارک حالا مثه بچۀ آدم میگی چته یا نه؟
مبارک عر میزند
اوستا: ای بابا چیه؟
مبارک عر میزند
اوستا: بابات مرده؟
مبارک عر میزند
اوستا: ننهات مرده؟
مبارک عر میزند
اوستا: آها تو اغتشاشات شرکت کردی عکست دراومده؟
مبارک عر میزند
اوستا: یارانه هات هدفمند شده؟
مبارک عر میزند
اوستا: آها... خوشه دومی
مبارک عر میزند
اوستا: طیاره؟
مبارک عر میزند
اوستا: طیاره؟
مبارک عر میزند
اوستا: طیاره؟ ای داد بیداد. باز کدوم طیاره سقوط کرده؟ آتیش گرفته؟ چند نفر مردن؟
مبارک: اوستا خودمونیم. بینی بین اللّا خیلی خنگی
اوستا: دِهَه
مبارک: بابا طیاره. طیاره خانوم. زنم
اوستا: خب از اول بگو. چرا میذاری از آخر میگی؟ خب حالا چش شده؟ خدا بد نده
مبارک: هیچیش نشده. فقط میگه با هم تفاضل نداریم
اوستا: تناسب؟
مبارک: آره همون جنالس
اوستا: تجانس
مبارک: آره دیگه زبونم نمیگرده. تمایز
اوستا: تفاهم
مبارک: تفاهم. تفاهم
(تصنیف)تفاهم تفاهم که نداریم
از صب تا به شب غر میزنه آبرومو بردی
بردی بردی
برو چاهکن بشو مانکن بشو بهتر از سیاهه
آخ که شوهر زیور خانوم چقدره ماهه (پایان تصنیف)
اوستا: آها با شغلت مشکل داره. درُس میشه. من باهاش صحبت میکنم
مبارک: دستم به شلوارت اوستا. میگه بریم دادگاه
If you want to read the complete version don't hesitate to email me